تبلیغات
نقد فرقه های صوفیه و اهل حق - مطالب استفتائات و احکام
 
درباره وبلاگ


با استعانت از خداوند متعال، قصد داریم در این وبلاگ مبانی اعتقادی و رفتاری فرقه ی صوفیه و اهل حق را مورد بررسی و نقد قرار دهیم.


مدیر وبلاگ : . .
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نقد فرقه های صوفیه و اهل حق
خیز تا خرقه ی صوفی به خرابات بریم شطح و طامات به بازار خرافات بریم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 26 دی 1391 :: نویسنده : وحید مردانی

                                                                                                                                        

آیت الله حاج شیخ محمد مدنی (ناشر الاسلام گنابادی) جریان را این گونه تعریف می کنند:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آقای سلطان حسین تابنده نگران اعمال گذشته خود بود، و از پرونده ای که در دادسرای انقلاب اسلامی گناباد تشکیل شده بود نگران بود ، به همین جهت برادرش آقای نور علی تابنده که به نهضت آزادی و ملی گرایان پیوسته بود، در تهران تلاش کرد که پرونده برادر خود را مختومه نماید ؛ سرانجام نامه شورای عالی قضایی وبا امضای حجه الاسلام والمسلمین آقای مقتدایی مبنی بر آنکه آقای سلطان حسین تابنده مشمول عفو امام خمینی واقع شده است به گناباد رسید.
پس از انتشار این خبر در شهر ، جلسه جامعه روحانیت گناباد تشکیل شد و تصمیم گرفته شد بنده به همراه حجه الاسلام و المسلمین آقای تقوی مسئول حوزه علمیه گناباد به طرف تهران حرکت کنیم، وقتی به تهران رسیدیم، به ملاقات حجه الاسلام و المسلمین مقتدایی رفته و از او سوال کردیم آیا عفو حضرت امام شامل حق الناس نیز می شود یا خیر؟ فرمود: خیرآنگاه وقتی توضیح داده شد که آقای سلطان حسین و پدرانش حقوق زیادی از مردم تضییع نموده اند، ایشان دستور دادند که :
اولاً: کاروانسرای عمومی که توسط خانقاه بیدخت غصب شده ، باید تخلیه شود؛ که بحمدالله انجام شد و هم اکنون در اختیار اداره آموزش و پرورش گناباد بوده و به نام مدرسه فتح المبین فعالیت می کند.
ثانیاً: چون قنات بیدخت قبلاً هشت اینچ آب داشته است و پس از احداث قنات صالح آباد توسط صالح علیشاه به دو اینچ تقلیل یافته است، تحقیق کارشناسانه انجام شود ، و چنانچه ثابت شد که قنات صالح علیشاه ، باعث کم شدن آب بیدخت شده است ،باید ورثه صالح علیشاه تمام خسارت وارده بر مردم بیدخت را جبران نمایند.
ثالثاً: اراضی موات کلوت که ثبت شده خانقاه است ونیز کلیه اموال عمومی که توسط عمال خانقاه غصب شده است فباید برگشت داده شوند.
رابعاً: موقوفاتی که توسط خانقاه غاصبانه تصرف شده اند باید برگردانده شوند.1
اگر ما بپذیریم و معتقد باشیم که  "الظاهر عنوان الباطن" و "از کوزه همان برون تراود که در اوست" در این صورت اعمال قطب خانقاه و حمایت های او از دولت طاغوت ، و حمایت طاغوتیان از او ، و نیز حق کشی ها و پایمال کردن حقوق مردم ، ظاهر هایی هستند که بیانگر باطن آقای قطب می باشند.
و این لاابالی گری و روحیه تساهل و تسامح و بی احتیاطی در مسائل شریعت ،نشان دهنده طریقت آنان است. و کسانی که در مسئله مهم "حق الناس" آنگونه بی موالات هستند، چگونه ادعای رهبری طریقت و هدایت و دستگیری از مردم را دارند؟! آیا چیزی غیر از آن است که همه طریقت ها و ادعا های صوفیانه و و سلسله ها و انتخاب پیشوند و پسوند "شاه" و "سلطان" برای خود راه هایی برای اغوای و گمراه کردن مردم ، و چپاول کردن اموال آنان ، واشباع حب ریاست طلبی خود میباشد؟؟!

والسلام علی من اتبع الهدی 

....................

1_  درخانقاه بیدخت چه می گذرد؟ ص164





نوع مطلب : تاریخ تصوف، استفتائات و احکام، انحرافات اخلاقی، اعتقادی، عملی، 
برچسب ها : عفو سلطان حسین تابنده،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : طاها عسگری
ایام عزای اهل بیت علیهم السلام تسلیت باد
حسن بصری1 یكی از افراد سرشناس  قرن اول هجریه، كه دستگاه حكومت بنی امیه فراوون از چهره مذهبیش برای توجیه خیانت خوداستفاده میکردن!
در زمان حكومت امیرالمومنین (علیه السلام) حسن بصری، جوونی نورَس بود. بعد از پایان جنگ جمل و فتح بصره به دست لشکر خدا ، هنگامی كه حضرت امیر، درهیاهوی مردم و موج جمعیت وارد بصره می شدن؛ لابلای مردم، جوونی را دیدن كه قلم و پوستی تو دستشه و چیزائی رو كه امام می گن رو داره یادداشت می كنه، حضرت با صدای بلند صداش زدن كه؛ چکار می كنی؟!
حسن جواب داد: آثار شما را یادداشت می كنم، که پس از شما واسه ی مردم بازگو كنم.
امام علیه السلام، اینجا جمله ای فرمودن كه جالب و قابل توجّهه!!



ادامه مطلب


نوع مطلب : تاریخ تصوف، استفتائات و احکام، 
برچسب ها : HASANBASRI، BASRI، SOFI،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 دی 1391 :: نویسنده : وحید مردانی

آقای ملا سلطان محمد _سلطان علیشاه _بنیان گذار تصوف در گناباد می باشد. وی پس از آنکه از راه طبابت و روحانیت شهرتی کسب نمود،ادعاهای صوفیانه خود را آشکار ساخت. فوراً روحانیت متعهد و مردم مومن علیه او موضع گیری کردند ،وقتی سخنان سلطان محمد در نجف اشرف به اطلاع مرجع بزرگ تقلید آن زمان مرحوم آیت الله آخوند خراسانی رسید ایشان حکم قتل او را صادر کردند.
پس از قتل سلطان محمد ، نور علیشاه جانشین او گشته و قتل پدر را بهانه قرار داده و به انتقام جویی و قدرت طلبی روی آورد، و عده ای بی گناه را شکنجه و به قتل رساند. به طوری که  جریان گاو شاخ زن معروف و مشهور شد.
اما حضرت علی (ع) در وصیت نامه خود فرمود: هرگز نبینم که به بهانه کشته شدن من خون مسلمانان را بریزید ، هرگز به جهت من غیر از قاتلم را نکشید و اگر من با این آسیب مردم، تنها یک ضربه در برابر ضربه اش به او بزنید.1
آری در برابر قتل یک نفر ، کشتن بیش از یک نفر که قاتل بوده است ، جایز نیست. علاوه بر آنکه مسئله کشتن سلطان محمد از باب حد شرعی بوده است و کشتن هیچ کس _حتی قاتل_در برابر آن جایز نیست. زیرا او را به عنوان مجازات بدعت هایش در دین کشته اند. اما آنان چندین نفر را به اتهام قتل سلطان محمد به قتل رساندند.
..........................

1_نهج البلاغه ؛نامه47





نوع مطلب : بدعت ها، استفتائات و احکام، 
برچسب ها : شرارت،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب